على ربانى گلپايگانى
52
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
بودند ، ناگهان على عليه السّلام به پا خاست و گفت : اى پيامبر ، من تو را بر اين مأموريت يارى مىدهم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست بر دوش على عليه السّلام نهاد و فرمود : اين ، برادر ، وصى و جانشين من در ميان شماست ، سخن او را بشنويد ، و از او اطاعت كنيد ، آنان برخاستند و حالت استهزا به ابو طالب گفتند : به تو دستور مىدهد كه از فرزندت اطاعت كنى . « 1 » برخى در سند اين حديث مناقشه كرده و گفتهاند : حديث مزبور از طريق عبد الغفّار بن قاسم ( ابو مريم ) روايت شده و او از نظر محدّثان اهل سنّت او را موثّق ندانسته و حديث او را مردود شمردهاند . « 2 » مناقشهى مزبور بىاساس است ، زيرا حديث مزبور از طرق مختلفى نقل شده و به آنچه عبد الغفّار بن قاسم ( ابو مريم ) نقل كرده اختصاص ندارد . شيخ سليم بشرى مصرى پس از نقل اشكال مزبور و پاسخ امام شرف الدين به وى و يادآورى اينكه اين حديث از طرق گوناگونى نقل شده گفته است : در مورد اين حديث به ص 111 از جلد اول مسند احمد رجوع كردم و رجال آن را مورد بررسى قرار دادم . و به اين نتيجه رسيدم كه آنان همگى از افراد موثّقاند ، آنگاه ديگر طرق حديث را بررسى كردم و به اين حقيقت رسيدم كه اين حديث از طرق فراوانى نقل شده كه هريك
--> ( 1 ) . مسند احمد بن حنبل : 1 / 111 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 216 ؛ تاريخ ابن اثير : 1 / 487 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 3 / 267 ؛ شرح خطبهى قاصعه . در مورد ديگر منابع اين حديث به كتاب المراجعات ، مراجعهى شمارهى 20 رجوع شود ، نيز براى آگاهى از مصادر حديث از كتب شيعه به غاية المرام : 3 / 279 - 286 رجوع شود . ( 2 ) . تفسير ابن كثير : 5 / 213 .